ارزن زرین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارزن زرین . [ اَ زَ ن ِ زَرْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از جرعه ٔ شراب است . (برهان ). ◄ حبابی که بر روی شراب بهم رسد. (برهان ). حباب خُرد که از تیزی شراب در شراب افتد هنگام ریختن می در پیاله . (مؤید الفضلاء). ◄ کوکب . ستاره . (برهان ). ◄ شراره ٔ آتش . (برهان ). ◄ جرعه ٔ می زعفرانی . (مؤید الفضلاء). ◄ عرقی که بر پشت خم برآید : گاو سفالین که آب لاله ٔ ترخورد ارزن زرینش از مسام برآمد. خاقانی .