واژه جو

ارزکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارزکان . [ اَ زَ ] (اِخ ) قریه ای از قرای فارس بساحل دریا. (تاج العروس ). یاقوت گوید: من گمان میکنم ارزکان از قرای فارس و در کنار دریا واقع است و ابوعبدالرحمن عبداﷲبن جعفربن ابی جعفر الارزکانی بدانجا منسوب است . (معجم البلدان ).

معنی ارزکان | واژه جو