ارعد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ عَ) [ ع. ] (ص.) رعدزده، برق زده.واژه قبلی: ارعابواژه بعدی: ارغ