واژه جو

ارقاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارقاب . [ اِ ] (ع مص ) رُقبی کردن با کسی . (منتهی الأرب ). رُقبی دادن . (زوزنی ). به رقبی دادن خانه یا زمین را. (منتهی الأرب ). برقبی دادن خانه یا جائی، کسی را. مال را موضوع رقبی قرار دادن . بخشیدن چیزی کسی را بدین وجه که این چیز بعد از وفات من از آن تو باشد: ارقبته داراً، او ارضاً.

معنی ارقاب | واژه جو