واژه جو

ارقاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارقاد. [ اِ ] (ع مص ) بخواب بردن کسی را. (منتهی الأرب ). خوابانیدن . بخوابانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). خواب آوردن . ◄ ارقاد در مکان ؛ اقامت کردن در آنجای . بجای ایستادن . (تاج المصادر بیهقی ). ایستادن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی ارقاد | واژه جو