ارقه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ قِ)(ص.)(عا.) حیله گر، هوشیار، زرنگ.مترادفها و واژههای مرتبطارغه، دریده، رند، زرنگ، غرشمال، قرشمال، کلاش، نابکار، نادرستواژه قبلی: ارقمواژه بعدی: ارم