واژه جو

ارمند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارمند. [ اَ م َ ] (ص ) صاحب آرام . آرام گرفته . (برهان ). و مؤلف برهان گوید: مخفف آرمیده مند است (!).

معنی ارمند | واژه جو