واژه جو

ارمودامانیس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارمودامانیس . [ ] (اِخ ) الحکیم . مکنی به افروقولیم . فیثاغورس در ساموس با او ملاقات کرد و مدتی با او ارتباط داشت . (عیون الانباء ج ١ ص ٣٩). رجوع به فقره ٔ قبل شود.

معنی ارمودامانیس | واژه جو