واژه جو

ارمیوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارمیوس . [ ] (اِخ ) الحکیم . از صاحبان صنعت : رسالة سالیدس الملک مع ارمیوس الحکیم فی الصنعة. (کشف الظنون چ ١ ج ١ ص ٥٥٤). و رجوع به ارمیون شود.

معنی ارمیوس | واژه جو