ارکاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارکاب . [ اِ ] (ع مص ) بزین آمدن ستور. (تاج المصادر بیهقی ). بر زین آمدن ستور. (زوزنی ). یعنی نزدیک بسواری رسیدن اسب کُرّه . (منتهی الأرب ). بزین درآمدن اسب . ◄ ارکاب کسی را؛ ستور برنشستنی، یعنی مرکب سواری دادن، او را. برنشاندن . (زوزنی ). سوار کردن .
ارکاب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رَکَب، به معنی زهار، بن آن، شرم زن و ظاهر آن .