ارکاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارکاک . [ اِ ] (ع مص ) باران ریزه باریدن آسمان . (منتهی الأرب ). باران خرد باریدن . (زوزنی ). ◄ باران ریزه رسیدن بزمین . (منتهی الأرب ).
ارکاک . [ اِ ] (اِ) باران قطره کوچک را گویند که نرم باران باشد. (برهان ). باران خردقطره بود. (جهانگیری ) (شعوری ). باران خرد و قطره ٔ کوچک . (آنندراج ) : یک قطره ز ارکاک کف راد تو شاها تشویرده ِ قلزم و عمان و محیط است . شهاب الدین خطاط. ظاهراً کلمه بفتح اول و جمع رک ّ است و عربی است نه فارسی چنانکه برهان و جهانگیری گمان برده اند.
ارکاک . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رَک ّ و رِک ّ، به معنی باران نرم ریزه یا زاید از باران نرم ریزه . (منتهی الأرب ).