ارکنت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارکنت . [ اَ ک ُ ] (معرب، اِ) اَرخون . اَرکئون . اَرکون . در قدیم، قاضی بزرگ جمهوریهای یونان . ◄ مهتر ترسایان . ◄ رئیس . حاکم . ج، اراکنة: فلما علم الرؤساء فی وقته من الکهنة والاراکنة. (عیون الانباء ج ١ ص ٤٥ س ٧ در ترجمه ٔ سقراط). و رجوع باراکنه و ارخون و ارکئون شود.
ارکنت . [ اَ ک َ ] (اِخ ) نهری است در سنجاق دراج از ولایت اشکودره از ولایات آرناؤدستان و بمناسبت براقی و سپیدی کفهای آب آن، این نام بدان داده اند. چه ارکنت در زبان آرناؤد به معنی نقره باشد و در بسیاری از خریطه ها آنرا آرسن یا آرزن ضبطکرده اند. آب این نهر در مائله ٔ شمال غربی کوه غراب که در بین ایلپصان و تیرانه واقع شده از منابع متعددسرچشمه میگیرد و نخست بطرف مغرب و صحرا و آنگاه بسوی شمال غربی جاری میشود و پس از طی مسافت قریب ٨٠ هزار گز در شمال قصبه ٔ دراج دماغه ای تشکیل داده از همین جا بخلیج وندیک مصب میگیرد. (قاموس الاعلام ترکی ).