اریه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اریه . [ اِ ی َ ] (اِخ ) یکی از کوههای دوهزار مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص ١٥٣ بخش انگلیسی ).
اریه . [ اِ ی ِ ] (اِخ ) دریاچه ٔ پهناوری است در آمریکای شمالی، میان دومینیون متعلق بانگلیس و ممالک متحده از جانب شمال غربی محدود است بخطه ٔ قناده از دومینیون مزبور و از جهت جنوب شرقی با جمهوریهای نیورک، پنسیلوانی، و اوهیو متعلق بممالک متحده و از سوی مغرب بجمهوری میشیگان نیز از ممالک متحده . اریه، در زبان قوم وحشی ایرگو که اهالی اصلیه ٔ این قطعه بوده به معنی گیلاسستان است . این دریاچه چهارمین دریاچه ٔ وسیعی است که بوسیله ٔ رود سن لوران با همدیگر متصل و مربوط میشوند آب دریاچه ٔ هورون که در جانب فوقانی دریاچه ٔ مذکور واقع گشته بواسطه ٔ نهر یک کیلومتری سنت کلر به این دریاچه وارد میشود و در اثنای جریان خود دریاچه ٔکوچکی تشکیل میدهد و آنرا دریاچه ٔ سنت کلر گویند. دریاچه ٔ اریه از جنوب غربی بسوی شمال شرقی در بین ٤١ درجه و ٢٥ دقیقه و ٤٤ درجه و ٥٥ دقیقه عرض شمالی، ٨٥ درجه و ٥٤ دقیقه و ٨١ درجه و ١٥ دقیقه طول غربی امتداددارد طول اعظم آن به ٣٨٥ هزارگز و عرض اعظم آن به ٩١هزارگز بالغ میشود و مساحت سطح وی قریب ٠٠٠، ٢٥ کیلومتر است . ارتفاع سطح آن از سطح دریا ١٧٤ است یعنی ٤ گز پست تر از سطح دریاچه ٔ هورون مذکور در فوق و از سطح دریاچه ٔ انتاریو که در زیر آن جا دارد ١٠٤ گز بلندتر است و از این رو فضول آبهای دریاچه ٔ مزبور بدریاچه ٔ انتاریو میریزد و در نتیجه ٔ این عمل آبشار معروف نیاگارا بوجود می آید. عمق این دریاچه بسیار کم است وکف آن بواسطه ٔ گلهائی که همراه رودهای وارده بروی می آیند تدریجاً موجب بالا آمدن و پرشدن وی میگردد و دور نیست که بمرور دهور خشک و مبدل بنهری شود. آب آن مواج و پرتلاطم است در فصل زمستان بواسطه ٔ انجماد مانععبور سفاین است . در سواحل آن قصبه های بزرگ و اسکله هاست مانند: بوفالو، اریه، تولدو، دتروآ.
اریه . [ اَ ی َ ] (سانسکریت، ص ) در سانسکریت به معنی آریائی است . (یسنا تألیف پورداود ج ١ ص ٣٤).