اریک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اریک . [ اَ ] (اِخ ) کوهی است در بادیه که ذکر او در کلام عرب بسیار آید. نابغه گوید: عَفی ذوحِسی ً من فَرْتَنی فالفوارع ُ فَشَطّا أریک فالتِّلاع ُ الدّوافعُ. و ابوعبیده در شرح بیت گوید: اریک وادیی است و ذوحسی ً دربلاد بنی مُرّه باشد و در موضع دیگر گوید: اریک جنب نقرة است و آن دو اریک است : اسود و احمر که دو کوهند و دیگری گوید اریک کوهی است نزدیک معدن نقره، بخشی از آن محارب و بخش دیگر بنی صادر بنی سلیم راست و آن یکی از خیالات (؟) است که دارای نقره است و بعضی گفته اند اریک بضم اول و فتح ثانی مصغر است (از ابن الاعرابی ). شاعری از بنی مره در وصف ناقه گوید: اذا اقبلَت ْ قلت َ مشحونة أطاع لهاالریح قلعاً جَفولاً فمَرَّت بذی خُشُب غُدْوةً و جازت ْ فُوَیق َ اُریْک اصیلا تخبّط باللیل حُزّانه کخبط القوی ّ العزیز الذلیلا. و قول جابربن حُنَی ّ التغلبی دال است بر آنکه اریک کوهی است : تَصَعَّد فی بطحاء عِرق کأنها تَرَقّی الی أعلا أریک بسلّم . (معجم البلدان ).
اریک . [ اَ ] (هزوارش، ص ) بلغت زند و پازند به معنی دور است که در مقابل نزدیک باشد. (برهان ).
اریک . [ اِ ] (اِخ ) نام چند تن از سلاطین سوئد و دانمارک . ١٤ تن از اینان در سوئد حکمفرما بوده اند و ترجمه ٔ حال هشت کس نخستین مجهول است لذا بترجمه ٔ حال شش تن آخری می پردازیم . از سلاطین سوئد: اریک نهم پسر یکی از امرای موسوم به ایوار بود ودر سنه ٔ ١١٥٠ م . بسلطنت انتخاب شد او سوئد را با گُت متحد ساخت و فنلاند را تسخیر کرد و دین مسیحی را درسوئد رواج داد و پاره ای از قوانین وضع کرد و در سال ١١٦١ م . مانیون اریسگون پادشاه دانمارک بسوئد حمله برد و اریک را در اپسال بکشت . سوئدیان او را در زمره ٔ شهدا دانند و ذکران او در ١٨ مه است، اریک دهم نوه ٔ اریک نهم است که تا سال ١٢١٠ م . سلطنت کرده است . اریک یازدهم، در سال ١٢١٠ م . جلوس و در ١٢١٦ وفات یافته است . اریک دوازدهم، سوئدیها بر پدرش مانیوس دوم طغیان کرده وی را بتخت نشانیدند در اواخر سلطنت، وی پدر را شریک حکمرانی خود قرارداد و از سال ١٣٤٤ تا سنه ٔ ١٣٥٠ با هم حکومت کردند ولی بعدها کار بنزاع و مخاصمه کشید و در این حال مادر وی او را مسموم ساخت . اریک سیزدهم، پسر دوک پومرانی . مادرش برادرزاده ٔ مارگارت و والدمار معروف به سمیرامیس شمال بود. از این رو پس از وفات وی در سال ١٤١٢ م . وارث سلطنت نروژ و دانمارک گردید ولی در جنگ با هولشستین شکست خورد، و در سنه ٔ ١٤٣٩ اقتدار خود را از دست داد و پس از ده سال درگذشت . اریک چهاردهم، پسر گوستاو واسه ٔ چهاردهم بود و خود با دختری فرومایه ازدواج کرده زمام امور مملکت بدست مردی جائر سپرده بود. دو برادر وی ژان و شارل بنای عصیان گذاشتند. او در نتیجه مجبور شد که در سال ١٥٦٨ حکومت را بژان واگذار کند و او را هم بزندان انداخته در سال ١٥٧٧ م . مقتول ساختند. ◄ نه تن از سلاطین دانمارک موسوم به اریک بودند از حال دو تن اولی آنان اطلاعی در دست نیست . اریک سوم از سلاطین دانمارک از سنه ٔ ١٠٩٥ م . تا ١١٠٣ حکومت کرده و در محاربه با واندالها مظفر گردید و بعدل و داد دلهارا مفتون کرد و محبوب تبعه ٔ خویش بود. وقتی یکتن رابقتل رسانیده بود و برای استغفار از این گناه به بیت المقدس عزیمت کرد و در جزیره ٔ قبرس درگذشت . اریک چهارم، از سال ١١٣٤ م . تا سنه ٔ ١١٣٧ سلطنت داشت و دفعشر گروهی از دزدان دریائی را کرد و در مراجعت از یکی از سفرها کشته شد. اریک پنجم، از سال ١١٣٧ تا سنه ٔ١١٤٧ م . سلطنت کرد و از ان پس بدیر اودنسیا رفته تازمان وفات انزوا گزید. اریک ششم، از ١٢٤١ تا ١٢٥٠ م . فرمان راند و بدست برادر خود آبل مقتول شد. اریک هفتم از ١٢٥٩ تا ١٢٨٦ م . حکومت داشت و سپس کشته شد. اریک هشتم، از ١٢٨٦ تا ١٣٢٠ م . سلطنت کرد. وی در آغازسلطنت کودک بود، و مادرش آنیس براندُبرگی عنوان نایب السلطنه او را داشت . اریک نهم، وی همان اریک سیزدهم پادشاه سوئد است که دانمارک را در حیطه ٔ تصرف خود داشت . ◄ اریک ل ُ روژ، از رؤسای نروژ که گروئنلند را در مائه ٔ دهم میلادی کشف کرد و بساحل آمریکای شمالی وفدی فرستاد.