از حد بردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداناندازه نگاه نداشتن، از مرز گذشتنواژه قبلی: از جملهواژه بعدی: از حرکت ایستادن