از سر نهادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. سَ. نَ دَ) (مص م.) از یاد بردن، از سر بیرون کردن.واژه قبلی: از سر رای رفتنواژه بعدی: از سکه افتادن