از کار افتادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. اُ دَ) (مص ل.) ۱- خراب شدن. ۲- کارآیی را از دست دادن، فلج شدن.واژه قبلی: از پس کردنواژه بعدی: از کار شدن