از کار شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدافرهنگ فارسی معینلغتنامه دهخدا(~. شُ دَ) (مص ل.) نک از کار افتادن.<br>فرهنگ فارسی معین(~. شُ دَ) (مص ل.) نک از کار افتادن.واژه قبلی: از کار افتادنواژه بعدی: ازآبادی انداختن