ازترس لرزیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تکان خوردن، یخ کردن، مثل بید بهخود لرزیدن، رعشه بر بدنش افتادن پس کشیدن، رمیدن، اجتناب کردن، ازترس برجا خشک گشتن، ازپا درآمدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تکان خوردن، یخ کردن، مثل بید بهخود لرزیدن، رعشه بر بدنش افتادن پس کشیدن، رمیدن، اجتناب کردن، ازترس برجا خشک گشتن، ازپا درآمدن