ازدحام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ دِ) [ ع. ] (مص ل.) انبوه شدن، انبوه جمعیت، مزاحمت، تزاحم. ج. ازدحامات.مترادفها و واژههای مرتبطاجتماع، جمعیت، جنجال، شلوغ، شلوغی، نفوسشورش، غوغا، هجوم، هنگامه ≠ خلوتواژه قبلی: ازخواژه بعدی: ازدر