ازدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازدی . [اَ ] (اِخ ) ابوالقاسم عبداﷲبن محمد ازدی بصری نحوی .کتاب النطق و کتاب الاختلاف از اوست . (ابن الندیم ).
ازدی . [ اَ ] (اِخ ) مصری . رجوع بعبدالغنی بن سعید الازدی مکنی بابی محمد و رجوع به معجم المطبوعات شود.
ازدی . [ اَ ] (ص نسبی ) منسوب به ازد و گروهی از علماء بدین نسبت شهرت دارند. رجوع بعیون الاخبار ج ٦ ص ٢٨٤ و ٢٨٩ و ٣٠٢ شود.