ازدیاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.)زیاد کردن، افزودن.<BR>۲- (مص ل.) افزون شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.)زیاد کردن، افزودن. ۲- (مص ل.) افزون شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازدیاد. [ اِ ] (ع مص ) افزون کردن . (تاج المصادر بیهقی ). زیاده کردن . فزایش . افزایش . افزودن . فزودن . ◄ افزون شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ). زیاده شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ♦ ازدیاد ترشح ؛ افزونی ترابیدن . ♦ ازدیاد ترشح شیر ؛ بسیاری ترابیدن شیر. ♦ ازدیاد تنمیه ؛ فزونی بالش و گوالش . ♦ ازدیاد تنمیه ٔ بافته ٔ زنبوری ؛ بیماری ای است در چشم . ♦ ازدیاد تنمیه ٔ غده ٔوزی ؛ بزرگ شدن پرستات . ♦ ازدیاد خون حیض ؛ کثرةالطمث . ♦ ازدیاد قوت ؛ فزونی غیرعادی نیرو.
مترادف و متضاد واژهدان
اضافه، افزایش، افزودن، تزاید، تکثیر (متضاد: کاهش، نقصان)
واژگان فارسی سره واژهدان
فزونی
فزونی، فزون