ازشکل طبیعی خارج کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ازریخت انداختن، کجوکوله کردن، بریدن، پاره کردن، جر دادن، گسیختن، شکافتن، خط انداختن، پیچاندن، تاب دادن، قر کردن، دربوداغان کردن، کش دادن، کج کردن، بدقواره کردن، بدشکل کردن سوءاستفاده کردن منحرف کردن، بدآموزی کردن