ازور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازور. [ اَ وَ ] (ع اِ) لشکر. ◄ (ص ) مایل . کج . کژ. ◄ آنکه یک جانب سینه ٔ او برآمده و جانب دیگر درآمده باشد. پهن سینه . ج، زور. (منتهی الارب ). ◄ کژسینه . (مهذب الاسماء). ◄ سگ باریک سینه و یکرویه و بدنباله ٔ چشم نگرنده . ◄ آنکه گاه شتافتن یک سوی سینه ٔ خویش پیش اندازد. آنکه با یک جانب و متمایل بیک نیمه ٔ بدن در سیر برآید هرچند که در سینه ٔ او میل و کژی نباشد. (منتهی الارب ).
ازور. [ اَ وَ ] (اِخ ) کوهی است در افریقا اندر بلاد کزولة، طول آن ده روزه راه است و آن از بحرالمحیط خارج شود و در وی قطعات آهن یافت شود. (نخبة الدهر دمشقی ص ٢٣٩).