ازگیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) (اِ.)<BR>۱- درختچهای است خاردار با چوبی سخت و محکم و شکوفههای سفید.<BR>۲- میوة درخت ازگیل که قهوهای رنگ و ترش مزهاست.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) (اِ.) ۱- درختچهای است خاردار با چوبی سخت و محکم و شکوفههای سفید. ۲- میوه درخت ازگیل که قهوهای رنگ و ترش مزهاست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازگیل . [ اَ ] (اِ) درختچه ای که در همه ٔ جنگلهای شمالی حتی ارسباران وگلی داغ و گردنه ٔ چناران میروید. حدّ سفلای آن سواحل آستارا و حد علیا، کتول در ارتفاع ٢٠٠٠ گزی . (گااوبا). ازگِل . نلکه . زعرور. سِر (در آستارا). زِر. تُرسه سِر (در طوالش ). فَتَر (در اطراف رشت ). کُنُس (در طالقان قزوین ). کنس . کنوس . کونوس (در گیلان و مازندران ). ترش کُنُش (در رامسر و شهسوار). تالاس گور (در رامیان ). کُندُز. کُندُس (در گرگان و کجور). (گااوبا).