واژه جو

ازگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازگ . [ اَ ] (اِ) شاخ خرد. شولان . ترکه : بر هر شاخ هزارهزار ازگ است، و بر هر ازگی هزارهزار برگ . (تفسیر ابوالفتوح رازی چ ١ ج ٥ ص ١٧٧ س ٧). رجوع به ازغ شود.

معنی ازگ | واژه جو