اساداروو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اساداروو. [ اَ وَ ] (اِ) داریوش در کتیبه ٔ شوش بند پنجم گوید: آنچه از نقره و اساداروو در اینجا کار شده از مصر آمده . و این کلمه را گمان میکنند بمعنی مس است . (ایران باستان ص ١٦٠٧ و ١٦٠٨).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اساداروو. [ اَ وَ ] (اِ) داریوش در کتیبه ٔ شوش بند پنجم گوید: آنچه از نقره و اساداروو در اینجا کار شده از مصر آمده . و این کلمه را گمان میکنند بمعنی مس است . (ایران باستان ص ١٦٠٧ و ١٦٠٨).