اساطیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اساطیر. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اِسطار و اسطارة و اسطیر و اسطیرة و اسطور و اسطورة. سیوطی در المزهر گوید: اساطیر، جمعی باشد بی واحد. ابوعبیده گوید واحد آن اسطارة است و بعضی دیگر بر آنند که جمع سطر اسطار باشد و جمع اسطار اساطیر. سخنهای پریشان . بیهوده ها. افسانه ها. (از منتهی الارب ). ◄ افسانه های باطل . (غیاث اللغات ). اباطیل و اکاذیب . احادیث بی سامان . قصه های دروغ : که اساطیراست و افسانه نژند نیست تعمیقی و تحقیقی بلند. مولوی . ◄ جج ِ سطر.