اسباغ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین( اِ ) [ ع. ] (مص م.)۱ - تمام کردن نعمت بر کسی. ۲- زره فراخ پوشیدن.واژه قبلی: اسباطواژه بعدی: اسبال