اسبال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسبال . [ اَ ] (ع اِ) اسبال دلو؛ دهانه های دلو. (منتهی الارب )؛ لبهای آن .
اسبال . [ اِ ] (ع مص ) جاری کردن . (غیاث ). - اسبال دمع؛ پیاپی ریختن اشک . پیاپی آمدن اشک . (منتهی الارب ). ♦ اسبال سما ؛ باریدن آسمان . باریدن باران . (منتهی الارب ). ♦ اسبال مطر ؛ پیاپی آمدن باران . (منتهی الارب ).باران باریدن . (زوزنی ). ◄ اسبال زرع ؛ برآمدن خوشه ٔ کشت . (منتهی الارب ). خوشه ٔ کشت بیرون آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). صاحب خوشه شدن کشت . (منتهی الارب ). ◄ اسبال طریق ؛ بسیار آینده و رونده شدن راه . (منتهی الارب ). ◄ بسیار کردن سخن بر کسی . (زوزنی ): اسبل علیه . (منتهی الارب ). ◄ فروهشتن . فروگذاشتن ازار و مانند آن به تکبر. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). فروگذاشتن جامه . (غیاث ). فروگذاشتن ازار و آنچه بدان ماند. (زوزنی ). ◄ فروگذاشتن پرده و جز آن . فروریختن . ◄ سست کردن بند ازار. (منتهی الارب ).