اسبزار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسبزار. [اَ ] (اِخ ) اسفزار. ناحیتی [ بخراسان ] او را چهار شهر است چون، کواژان، ارسکن، کوژد، جراشان، و این هرچهار اندر مقدار شش فرسنگ است . جائی بانعمت است و مردمان او خوارج اند و جنگی و در این ناحیت کوه بسیار است و استوار. (حدود العالم ). رجوع به اسفزار شود.