استحار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استحار. [ اِ ت ِ] (ع مص ) استحار دیک ؛ بانگ کردن خروس سحرگاهان . (ازمنتهی الارب ). بانگ کردن خروز در سَحَر. (زوزنی ). ◄ سحرگاه رفتن . (زوزنی ). در سحرگاه رفتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استحار. [ اِ ت ِ] (ع مص ) استحار دیک ؛ بانگ کردن خروس سحرگاهان . (ازمنتهی الارب ). بانگ کردن خروز در سَحَر. (زوزنی ). ◄ سحرگاه رفتن . (زوزنی ). در سحرگاه رفتن .