استحداث
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- تازه پیدا کردن.<BR>۲- نوآوردن. ج. استحداثات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- تازه پیدا کردن. ۲- نوآوردن. ج. استحداثات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استحداث . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نو گرفتن . (تفلیسی ). نو آوردن . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). نو یافتن . (منتهی الارب ). نو کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). نو پیدا کردن . (وطواط).