استخبار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) آگاهی جستن، ج. استخبارات.مترادفها و واژههای مرتبطاستطلاع، استعلام، کسبخبرواژه قبلی: استخارهواژه بعدی: استخدام