استخوان بندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استخوان بندی . [ اُ ت ُ خوا / خا ب َ ] (اِ مرکب ) مجموع استخوانهای یک تن .مجموع استخوانهای برهم نهاده ٔ حیوان . ◄ (حامص مرکب ) اِنشاز. ◄ بند و بست اعضاء. (آنندراج ). ◄ کنایه از درست کردن انگاره وبستن ترکیب الفاظ و عبارات . (آنندراج ) : بی قناعت نتوان شد ز سعادتمندان استخوان بندی دولت بهما پیوسته ست . صائب .