استدفاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استدفاف . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استدفاف امر؛ تمام و مهیّا و راست شدن کار. (منتهی الارب ). استذناب . (زوزنی ). ◄ ممکن بودن . آسان بودن . یقال : خذ ما استدف لک ؛ یعنی بگیر چیزی را که مهیّا و موجود است و بسهولت بدست آید. ◄ استدفاف بموسی ؛ موی زهار ستردن با تیغ. (منتهی الارب ). ◄ استدفاف طائر؛ نزدیک زمین پریدن، یا در زمین نشسته بال جنبانیدن . (منتهی الارب ). رجوع به ادفاف طائر شود.