استدلالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استدلالی . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) منسوب به استدلال . ◄ آنکه دلیل بر دعوی اقامه کند. ◄ مجازاً، حکیم . کلامی . مقابل کشفی و شهودی : پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استدلالی . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) منسوب به استدلال . ◄ آنکه دلیل بر دعوی اقامه کند. ◄ مجازاً، حکیم . کلامی . مقابل کشفی و شهودی : پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود. مولوی .