استذکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) یاد کردن.<BR>۲- (اِمص.) یادآوری، یاد کرد. ج. استذکارات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) یاد کردن. ۲- (اِمص.) یادآوری، یاد کرد. ج. استذکارات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استذکار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اذّکار. تذکر. تَذکیر. ذِکری . یاد گرفتن خواستن . (زوزنی ). ◄ یاد گرفتن . ◄ درس گفتن . ◄ نگاه داشتن . (منتهی الارب ). ◄ استذکار کسی یا چیزی ؛ یاد گرفتن . ◄ اِرتمام .