استراحت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. استراحة ] <BR>۱- (مص ل.) آرامیدن، آسایش خواستن.<BR>۲- (اِمص.) آسایش، آسودگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. استراحه ] ۱- (مص ل.) آرامیدن، آسایش خواستن. ۲- (اِمص.) آسایش، آسودگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استراحت . [ اِ ت ِ ح َ ] (ع مص ) رجوع به استراحة شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
آسایش، آرامش، تمدد، راحت، آسودگی، عدم فعالیت، نشاط بادخور، هواخوری مدیتیشن رفع خستگی فراغت، مجال خواب
واژگان فارسی سره واژهدان
آسودن، آسودگی، آساییدن، آسایش، آرمیدن، آرامش