استصباح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استصباح . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) چراغ فاگرفتن . (زوزنی ). چراغ فراگرفتن . چراغ واگرفتن . افروختن چراغ . چراغ افروختن . (منتهی الارب ). چراغ روشن کردن . استسراج . گیراندن چراغ با چراغی دیگر. ◄ روشنائی کردن . (زمخشری ). ◄ چراغ خواستن . (منتهی الارب ). روشنی خواستن .