استطابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استطابة. [ اِ ت ِ ب َ ] (ع مص ) استطابت . استطیاب . پاکی جستن . (منتهی الارب ). پاکی خواستن . (غیاث ). ◄ پاک یافتن . (منتهی الارب ). ◄ خوش آمدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ خوشبودارکردن . (غیاث ). ◄ موی زهار ستردن : استطاب العانة. ◄ آب شیرین خواستن . (منتهی الارب ). ◄ استنجا به آب یا سنگ و کلوخ و جز آن . استنجا کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). استنجاکردن بشستن یا بمسح حجر. (منتهی الارب ) : استراحت ببخت یا نعم است استطابت به آب یا مدر است . خاقانی . ◄ خوشی کردن . ◄ لذیذ شدن . (غیاث ).