واژه جو

استلال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استلال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برکشیدن شمشیر و کارد و جز آن . (منتهی الارب ). آختن شمشیر و کارد و برکشیدن آن . برکشیدن شمشیر و تیغ از نیام . سل ّ. استسلال .

معنی استلال | واژه جو