استلحاق
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- فراخواندن کسانی را برای به هم آمدن، درخواست ملحق گردیدن. ۲- دعوی کردن که فرزند از آن من است، به خود نسبت دادن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- فراخواندن کسانی را برای به هم آمدن، درخواست ملحق گردیدن. ۲- دعوی کردن که فرزند از آن من است، به خود نسبت دادن.