استمزاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استمزاج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مزاج دانی کردن . (وطواط) (غیاث ). ♦ استمزاج کردن ؛ زمینه بدست آوردن . استفسارکردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استمزاج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مزاج دانی کردن . (وطواط) (غیاث ). ♦ استمزاج کردن ؛ زمینه بدست آوردن . استفسارکردن .