استمهال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استمهال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مهلت خواستن .(تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). زمان خواستن . درنگی خواستن . طلب مهلت کردن . زمان طلبیدن . استنظار. ♦ استمهال کردن ؛ مهلت خواستن . زمان طلبیدن . مدت خواستن . ◄ انتظار کشیدن . (مؤید الفضلاء).