استمگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استمگر. [ اِت َ گ َ ] (ص مرکب ) ستمگر. ظالم . جفاکار : نبرد کرده و اندر نبرد یافته دست دلیر گشته و اندر دلیری استمگر. فرخی . آخر دیری نماند استم استمگران زآنکه جهان آفرین دوست ندارد ستم . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استمگر. [ اِت َ گ َ ] (ص مرکب ) ستمگر. ظالم . جفاکار : نبرد کرده و اندر نبرد یافته دست دلیر گشته و اندر دلیری استمگر. فرخی . آخر دیری نماند استم استمگران زآنکه جهان آفرین دوست ندارد ستم . منوچهری .