استنتال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنتال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) در پیش شدن . (زوزنی ). پیش آمدن از صف : استنتل الرجل من القوم . ◄ آمادگی کردن کار را. (منتهی الارب ): استنتل للأمر.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنتال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) در پیش شدن . (زوزنی ). پیش آمدن از صف : استنتل الرجل من القوم . ◄ آمادگی کردن کار را. (منتهی الارب ): استنتل للأمر.