استندال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استندال . [ اِ ت َ ] (اِخ ) استاندال . هانری بیل . نویسنده ٔ فرانسوی، مولد گرِنُبْل بسال ١٧٨٣ م . و وفات در پاریس ١٨٤٢ م . وی در آغاز سپاهی بود و بعدها به نقاشی و آنگاه بتجارت پرداخت و چندین بار بسیاحت ایتالیا رفت و چند سیاحت نامه نوشت و عاقبت داستان نویسی را پیشه کرد و داستانهای بسیار منتشر کرد. او راست : لاشارترز دپارم، سرخ و سیاه . وی روانشناسی صریح و دارای روح تخیلی و احساساتی است .
استندال . [ اِ ت ِ ] (اِخ ) شهری به آلمان، خطه ٔ پروس در ٦٠ هزارگزی شمال شرقی ماگدبورگ در ساحل رود اوشت، دارای ٢٠٦٠٠ تن سکنه و کارخانه های مخصوص منسوجات پنبه و پشم .