استنکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنکار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ناشناختن . (منتهی الارب ) (زوزنی ). ◄ دریافتن خواستن امری را که نمیشناسی آنرا. (منتهی الارب ). ◄ انکار کردن . ♦ یاء استنکار ؛ یایی که دال بر نکره است : مردی دیدم .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنکار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ناشناختن . (منتهی الارب ) (زوزنی ). ◄ دریافتن خواستن امری را که نمیشناسی آنرا. (منتهی الارب ). ◄ انکار کردن . ♦ یاء استنکار ؛ یایی که دال بر نکره است : مردی دیدم .