واژه جو

استهانة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استهانة. [ اِ ت ِ ن َ ] (ع مص ) استهانت . اهانت . سبک داشت . خوار گرفتن . خوار شمردن . (غیاث ). سبک داشتن . حقیر شمردن . استخفاف کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل اللغه ). استحقار. ♦ استهانت کردن ؛ استخفاف کردن . اهانت کردن . توهین کردن . سبک گرفتن .

معنی استهانة | واژه جو